آنچه میخوانید نامهی مجتبی راعی کارگردان فیلمهای سینمایی "غزال" ، "جنگجوی پیروز" و "تولد یک پروانه" و سریال "صنوبر: دوران کودکی حضرت امام خمینی(ره)" به غلامعلی حداد عادل، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس است.
جناب آقای حدادعادل با عرض سلام
اینکه سعی کردید در تلویزیون ظاهر شوید و بیپرده صحبت کنید؛ اتفاق مبارکی است و اینکه گفتید شیفتهی کسی نیستید بسیار جالب بود. من دایما سعی میکنم شیفتهی کسی نشوم (تنها کسی را که با تمام وجود شیفتهاش بودهام امام خمینی (ره) بوده است.)
شخصیت شما در نظرم همیشه رنگ فرهنگی داشته است؛ اما در آن گفتوگو احساس کردم آنقدر در فضایی سیاسی نفس کشیدهاید که کمی از انصاف فاصله بگیرید!

اولین نکتهای که باید گوشزد کنم این است که قطعاً بنده با هر نوع خشونتی که بخواهد به جای قانون حکم براند مخالف هستم.
دوم اینکه با هرگونه دخالت بیگانگان در کشور حتی در سطح ادای یک جملهی کلامی، مخالف هستم!
اگر بگویم تمام کسانی که رأی دادند و حدود چهل میلیون نفر هستند، اصل نظام اسلامی و قانون اساسی آن را قبول دارند و بالاتر به آن اعتماد دارند، فکر نمیکنم شما بگویید این القای دشمن است، حتی اگر آنها هم بر آن تأکید کرده باشند.
اولین سوال بنده از شما این است چه کسانی باید از این علاقه و اعتقاد محافظت کنند؟ آیا فکر نمیکنید روسای سه قوه، اولین وظیفهشان حفظ این اعتماد است!؟
آیا فکر نمیکنید وقتی رییس قوهی مجریه میخواهد دربارهی وزارت کشور تصمیم بگیرد، اولین مسألهای که باید لحاظ کند حفظ اعتماد مردم به اصل نظام است (چراکه وزارت کشور نماینده نظام در حفظ رأی و اعتماد مردم است) وقتی آقای کردان معرفی میشود، چهقدر به حفظ این اعتماد فکر شده است!؟
وقتی "بیژن نوباوه" که لابد شما هم صداقتش را قبول دارید در حضور نمایندگان ملت درحالیکه پخش عمومی میشود میگوید آقای کردان، شما هنوز هم دروغ میگویید و نمایندگان مجلسی که کاملا با رییسجمهوری هماهنگ هستند به او رأی اعتماد نمیدهند! چه تأثیری در مردم گذاشته میشود!
البته ممکن است بگویید قانون چنین حقی را به رییسجمهور داده است و همان قانون هم به مجلس اختیار پذیرفتن و نپذیرفتن را داده است! من باز میگویم هرکس مسوول میشود، دایما باید قانون را طوری اجرا کند که مردم به اصل نظام خوشبینتر شوند!
وقتی رییسجمهور چند روز بعد در مقابل دوربینها به آقای کردان سکه جایزه میدهد چه قضاوتی ایجاد میشود !؟
من فکر میکنم اگر حفظ اصل نظام مدنظر میبود؛ کسی را به جای آقای کردان معرفی میکردند که اگر کوچکترین بدبینی به وجود آمده به سرعت زدوده میشد! (کسی مثل مرتضی نبوی که همجناح راست، هم سابقه وزارت داشته، هم تکلیف مالی او کاملا روشن است) به هرحال کسی که معرفی میشود رأی بدون حرف و حدیثی نمیآورد.
آقای حداد عادل ممکن است در دموکراسی غربی رأی اکثریت برابر با تهدید و تحقیر اقلیت باشد؛ ولی باور من این است که در مردمسالاری دینی چنین نیست!
فکر میکنید اقلیتی که در مانورهای پیروزی "خس و خاشاک" خوانده میشوند؛ چه احساسی از مردمسالاری دینی خواهند داشت!؟ و اعتمادشان به اصل نظام چه صورتی پیدا خواهد کرد.
حال میخواهم حرف شما را که در تلویزیون گفتید آمارها چنین نتیجهای را پیشبینی می کردند را دربست بپذیرم!
آیا به نظرتان نمیرسد اگر کسی چنین رأی عظیمی بیاورد و در عینحال نگران آن اعتماد چهل میلیونی به اصل نظام باشد؛ به هر سه کاندیدا میگوید نمایندگانی را معرفی کنید که در جریان دقیق شمارش آرا باشند و حتی میگوید بگذار نتیجه را خود آنها هم اعلام کنند.
چراکه وقتی آنها کاملا در فضای شفاف نظارت داشته باشند؛ حتی اگر ریگی به کفششان باشد، مجبور به اعتراف میشوند!
آیا فکر نمیکنید عملکرد برگزارکنندگان مشکلی داشته که هر "سه" نفر نامزد کاملا معترض هستند!؟
حال میپرسم اگر 13 میلیون نفر از اینکه رأی دادهاند احساس گول خوردگی کنند به نفع اصل نظام است!؟
آقای حدادعادل شما که فرهنگی هستید قاعدتاً به این نکته باید توجه کنید که فضای به دست آمده حاصل کاربرد نوعی ادبیات سیاسی است که چندسالی است که در این مملکت باب شده است، مصاحبههای خانم رجبی همسر آقای الهام را یادتان هست!؟ این ادبیات آرام آرام گسترش پیدا کرده، اوج آن را در مناظرههای انتخاباتی شاهد بودیم! این ادبیات خشونت میزاید و قانون را بلاتکلیف میگذارد!
آقای حدادعادل فکر نمیکنید وقتی عدهای معترض هستند و برای بیان آن مجوز دریافت نمیکنند و علیرغم خطری که احساس میکنند؛ جمع میشوند (تعدادشان هم قابل ملاحظه است)مسوولان باید با توجه به علاقهمندی به اصل نظام، با آن برخورد جدی بکنند!؟
وقتی مردم میبینند تعدادی آشوبگر که به قول شما طرفداران آقای موسوی هم نیستند، جاهایی را آتش میزنند، از طرف سیما بارها و بارها پخش و محکوم میشود، ولی حملهی سراسر خشونت به دانشجویان مسکوت گذاشته میشود، چه احساسی به اصل نظام پیدا میکنند!؟
آقای حدادعادل کاربرد این ادبیات فضایی ایجاد میکند که اقلیت هیچگونه حقی ندارد و این باعث میشود بعضی سرخورده و به رسانهی بیگانه پناه ببرند به نظرم تمام گناهش به گردن این سرخوردهها نیست!
به عنوان نمونه من اگر بخواهم با این ادبیات سخن بگویم خواهم گفت:
آقای موسوی این 13 میلیون را بردار و از ایران برو! زیرا مشکلات زیادی حل میشود:
1- حدود 3-4 میلیون مسکن باقی میماند که به حل مشکل مسکن کمک میکند.
2- حدود 3-4 میلیون شغل آزاد میشود که به حل مشکل بیکاری کمک میکند.
3- کاهش شدیدی در یارانهها خواهیم داشت.
4- یک جامعه یکدست توحیدی و امام زمانی خواهیم داشت...
من مطمئن هستم شما چنین ادبیاتی را نمیپذیرید!
آقای حدادعادل من در آرزوی رییسجمهوری هستم که بگوید همینکه تو شهروند جمهوری اسلامی هستی، تمام تلاشم را برای آسایش و پیشرفت تو میکنم، حتی اگر در انتخابات به من رأی ندادهای!
آقای حدادعادل! قدری مهربانتر!