کتاب نیوز  شناسنامه

"به رنگ ارغوان" چه می‌گوید؟ /محسن‌حدادی

نگاهی به تازه‌ترین فیلم اکران شده‌ی ابراهیم حاتمی‌کیا / mohsen@ketabnews.com 
 
 
ابراهیم حاتمی‌کیا معتقد است "حرفه‌ای" را طور دیگری تعریف می‌کند و آن اضافه کردن عنصری به نام "حال" برای تولید و خلق یک اثر است و اینها ورای کاغذ و قلم و سوژه برای نوشتن و تهیه کننده و بازیگر و عوامل برای تولید فیلم است. او برای همین هم معتقد است "به رنگ ارغوانش" زیاد از این عنصر جادویی و منحصر به فرد حاتمی‌کیا بهره نبرده است.

با این حال "به رنگ ارغوان" بیش از آنکه به علت توقیفی 5ساله اهمیت داشته باشد به علت سوژه و موضوع، قابل بررسی است؛ موضوعی که شاید تا امروز و بدین شکل کمتر مورد توجه فیلمسازان بوده است تا حدی که می‌توان گفت آخرین فیلم ساخته شده در این ژانر را بهروز افخمی در روز شیطان تجربه کرد؛ ژانری با این رویکرد: وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، شیوه و نوع کسب اطلاع و برخورد با ماموریت‌هایش در کنار نمایش مامورانی که به گمنام بودنشان در حساس‌ترین وزارتخانه کشور عادت کرده‌ایم.
 
از همین رو فیلم حاتمی‌کیا با اینکه محصول 5سال قبل است اما بوی نا و کهنگی نمی‌دهد و شاید به خاطر شم قوی و ظرافت‌های ساختاری شخص خود حاتمی‌کیاست که علی‌رغم پیشرفت‌های تکنولوژیک این سال‌ها و تنوع انواع محصولات ثبت و ضبط اطلاعات، فیلم از این لحاظ زیاد دچار کهنگی نشده است اگرچه برای مخاطب امروز زیاد هم نو و بدیع نیست ما بی‌شک برای مخاطب 5سال پیش بسیار هیجان‌انگیزتر بوده است.

فیلم راجع به یک مامور زبده اطلاعاتی است که جهت انجام ماموریتی ویژه در قالب یک دانشجوی محیط زیست راهی شمال کشور و مرکز آموزش عالی جنگل می‌شود. سوژه او "ارغوان" دختری است که در واقع طعمه است تا سوژه؛ طعمه‌ای برای دستگیری پدرش. پدر و مادر ارغوان جزء گروه‌های مخالف نظام هستند که در این مخالفت و دشمنی شناخته شده و دارای شناسنامه فعالیت علیه نظام‌اند. ظاهرا آنها در یک حادثه رانندگی جان باخته‌اند اما در واقع این نقشه‌ای برای پوشش جدید برای فعالیت‌هایشان بوده است.
هوشنگ ستاری _ مامور وزارت اطلاعات با بازی قابل قبول حمید فرخ‌نژاد _در جریان این ماموریت شناسایی و کنترل ارغوان؛ دلداده سوژه خود می‌شود و اگرچه خود برای لغو ماموریت و ارسال پیام برای بازگشت دچار تردید می‌شود اما خودسرانه ماموریتش را از کمک برای دستگیری شفق؛ پدر ارغوان که قصد بازگشت و دیدار با دخترش را دارد به حمایت از جان ارغوان در مقابل گروهک مذکور تغییر می‌دهد. تغییری که شاید گره اصلی داستان را ایجاد می‌کند.

*
به رنگ ارغوان اگرچه از لحاظ فرم حرف‌هایی برای گفتن دارد اما از لحاظ آتش‌فشان حاتمی‌کیا در خلق دیالوگ‌های ماندگار با دیگر آثار او تا پیش از "دعوت" فاصله دارد ولی بازهم در ادامه مساله "تقابل نسل‌های" ویژه فیلم‌های حاتمی‌کیاست؛ فرزندان نسل اول انقلاب باز هم محور اصلی این فیلم هستند تا جریان فیلم‌سازی این فیلمساز صاحب‌سبک در نمایش تقابل و تضاد و صف‌آرایی این دو نسل از موج مرده و آژانس‌شیشه‌ای و به نام پدر به "به رنگ ارغوان" برسد.

این فیلم که نمایشی فوق‌العاده از توان نیروهای اطلاعاتی کشور است، مانند سینمای امضادار حاتمی کیا، تنها یک خط داستانی را دنبال نمی‌کند و اعتراضات دانشجویی به تخریب جنگل که در طول فیلم شاهد آن هستیم؛ نمادی است سیاسی برای برخی اشتباهات حکومتی. اشتباهاتی که طی آن برخی افراد و نهادها، گاه برای رسیدن به یک جاده صاف و هموار، خیلی چیزها را از میان بر‌می‌دارند؛ "اعتقاد و باور و تاریخ و احساس و..."

این تفکر کارگردان در دل دیالوگ‌های دانشجویی و در گعده‌ها و تجمعات اعتراض‌‌آمیز در سرتاسر فیلم عنوان می‌شود و بیان آن در حدی است که دو دانشجو به خاطر اعتراض به این جاده سازی در دل جنگل در زندان به سر می‌برند. همچنین در فیلم به طور مستقیم عنوان می‌شود که: درخت تاریخ دارد، احساس دارد...اما با وجود اعتراضات؛ این جاده درست از وسط درخت‌ها عبور می‌کند و هر  کسی که بر سر راهش قرار بگیرد از میان بر می‌دارد.

داستانی که حاتمی‌کیا روایت کرده است جدای از اینکه ضعف یک مامور اطلاعاتی را به خاطر احساسی‌شدن و یا مخلوط کردن احساس با ماموریتش بیان می‌کند و از آن نه به عنوان "هوسی موریانه‌وار" بلکه به عنوان سیانوری برای یک مامور اطلاعاتی یاد می‌کند؛ روایتی است از بی‌گناهی نسل سوم یا همان ابوذرها؛ ابوذرهایی که در موج مرده و آژانس شیشه‌ای متولد شدند و در به نام پدر قد کشیدند و حالا در "به رنگ ارغوان" نقش اصلی را بازی می‌کنند و تصمیم‌گیرنده‌اند اگرچه در برزخی که والدین برایشان ساخته‌اند و مانند همیشه پدران به تنهایی بار این نقش را در فیلم بر عهده می‌گیرند، نفس می‌کشند.

حاتمی‌کیا مبنای اصلی فیلم خود را نیز "اطلاعات" قرار داده چرا که معتقد است تقابل میان نسل‌ها تا حد بسیاری به این نداشتن اطلاعات بازمی‌گردد. برای این مبنا هم جدای از روایت قصه و فیلم‌نامه خوب، اماره‌های تصویری فراوانی را هم به مخاطب نشان می‌دهد از تیتراژ آغازین فیلم که اسامی اشخاص بر اساس رمزها و کدهایی ساختگی و غیر قابل فهم که بعدها مشخص می‌شود شیوه ارسال گزارش‌های مامور اطلاعات بوده، تا آخرین سکانس فیلم که مامور سابق اطلاعات، خود سوژه مامور جدید می‌شود. به عبارتی کارگردان بی‌اطلاعی را عامل بسیاری از اتفاقات روز کشور می‌داند؛ بی‌اطلاعی که حاصل نوعی نگاه منفی مسئولانه است.

فیلم توقیف‌شده حاتمی‌کیا همچنین نمادهای تصویری مناسب و بکری دارد؛ مانند سکانسی که هوشنگ از مافوق برای دخالتی اضطراری کسب اجازه می‌کند و برای صبرش؛ به دست خود دستبند می‌زند یا بک‌گراند لپ‌تاپش که ابتدا گورستانی از قبرهای خالی است و در میانه فیلم جای خود را به عکس ارغوان ـ با بازی خزر معصومی ـ می‌دهد و یا سکانس دخالت بدون اجازه و حضور در خانه ارغوان را که از مانیتور لپ‌تاپ می‌بینیم.

و البته باید گفت قضاوت در مورد "به رنگ ارغوان" هنوز کمی زود است و باید از تب دیدار در جشنواره کمی بگذرد چرا که گفتنی های فراوانی برای فرزند بدقلق ابراهیم سینمای ایران وجود دارد و مهمترینش بی‌علتی و بی‌پاسخی یک اتفاق تلخ است: توقیف 5ساله این فیلم.

۱۳۸۸/۱۱/۰۶
 مطالب مرتبط 
کلینیک ترک اعتیاد اسمال سگدست/ محسن حدادی
استشهادی برای فرهنگ / محسن حدادی
انشاء‌الله اسفند 89 / امیر حسین فردی
کتاب قانون، مسافران و فهم فرهنگی مدیران
هشت بهشت
روزنامه‌ی‌ حزب ‌‌خران
شیوع آنفلوآنزای اخلاقی / محسن حدادی
اعلام اسامی هنرمندان دستگیرشده‌
قصه، قصه‌ی دیگرى است.../محسن‌حدادی
با حکم حل نمی‌شود! / محسن حدادی
اصلاح الگوی مصرف فرهنگ / محسن حدادی
سینما، آب و آفتابه
ریشه در فرهنگ / محسن حدادی
کربلا؛ 2009سال پس از مسیح / محسن حدادی
باغ کاغذی در مدینه / محسن حدادی
محسن حدادی رتبه‌ی سوم مصاحبه
باز هم جای خالی کتاب / محسن حدادی
نفر چهارم
قسمت آخر ترانه‌ مادری
ساعتها در شورای ‌عالی/ محسن حدادی
عیدی‌فرقان/محسن‌حدادی
در ستایش بانوی‌ایرانی
انتشار "روایت کیارستمی از استاد طوفان"
هزار و سیصد و سمنان / فصل 19
آبادی بت‌خانه ز ویرانی ماست / محسن حدادی
ناصرالدین ‌شاه در کربلا / تحریفات مدرن
جایزه‌ی شهید بایرامی اهدا شد!
کتاب تقلبی چاپ می‌کردیم / محمود حکیمی
خیابان کدام انقلاب؟ / محسن حدادی
غافل‌گیری چهاردهم
و قاف حرف اول قلب است
یانگوم و ناوارو در اغمای2
لباسی برای عملگی خدا / محسن حدادی
پوشش خبری فاکس‌نیوز از نمایشگاه قرآن
عامه پسند‌های مذهبی، علف‌های هرزی که حمایت می‌شوند
قهوه در استکان کمر باریک/محسن حدادی
سوالات کنکور 86 دانشگاه آزاد
شب ‌به‌خیر مهندسی فرهنگی/محسن‌حدادی
ویرجینیا به روایت بهنود و فاطمه رجبی
اندکی سایه
یک گام به پیش؟! / محسن حدادی
من‌قاتل‌صندلی‌تان‌هستم/ ویژه‌‌‌سالگرد
25سال جشنواره برای چی؟!
چهارشنبه‌های مریم
هرندی علیه صفار / غیر قابل چاپ!
فرهنگ اصطلاحات انتخاباتی
گردش به چپ و راست با دور برگردان اضافه
من از طعم دوبیتی‌های باران‌خورده لبریزم / فرزاد جمشیدی
شما ماستت‌و بخور یا مسائب! ساخت یک سریال اجتماعی
تجلیل از خبرنگاران سی 101

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع

بایگانی  
انقلاب اسلامی و هاشمی رفسنجانی
مجذوب امام بودم و برای سؤال کردن از کوچه یخچال قاضی تا حرم دنبال ایشان می‌رفتم. سؤال بهانه بود، دلم می‌خواست ایشان را ببینم. کم‌کم تبادل مسائل سرّی سیاسی در مبارزه بین ما ایجاد شد... سالنامه را قبل از انتشار با 5 تومان پیش‌فروش می‌کردیم و بعد از انتشار 7 تومان می‌فروختیم... اولین بار آیت‌الله خامنه‌ای را در درس خارج مرحوم محقق داماد دیدم.
۱۳۸۸/۱۲/۰۶
حرف‌هایی‌‌که‌‌ شنیده ‌‌نشد/ محمد نوری‌زاد
روزمرّگی بختکی نیست که از آسمان فرود آید... بلکه حاصل قرار گرفتن آدمهای کم بنیه، کم هوش، کم رمق، کم انگیزه، ترسو، و البته پرمدعا بر برخی از منصب‌های مدیریتی‌است... مگر نه اینکه استعدادهای بی‌فرهنگی موجود، فارغ از برنامه‌های جورواجور ما و در زیر لایه‌های زیرین جامعه، سر به کار سامان خود داشته‌اند، در حالی که ما مصرانه، اصرار بر ندیدن و بحساب نیاوردنش داشته‌ایم؟
۱۳۸۸/۱۱/۲۰
3واقعه در 3زمان مختلف / مریم ادیبی
یحیا و بهاء آموخته‌اند که برای بودن باید رفت، پس سفری را شروع می‌کنند که انتهای آن درک بخشی از حقیقت است... یحیا در سفر درونی و بیرونی خود مسیری سخت را طی می‌کند، در بیابان راه را گم می‌کند، سراب می‌بیند... در نهایت به کمک کنیزکی به نام «مستوره» مسیر را پیدا می‌کند...
۱۳۸۸/۱۱/۱۹

بایگانی
هنرمندانی که در سال88 درگذشتند
برندگان "تندیس حافظ" دنیای تصویر
آثار عکاسان و فیلمسازان سینمای جوان نیشابور در نیاوران
"شجریان" عید در لندن است
قیصر 40سال بعد در خانه هنرمندان
چرا انجمن نمایش منحل شد؟!
عکس‌های قدیم شاه عبدالعظیم
کنسرت "نوای کهن" در تالار آسمان
100هزار یورو به بهترین عکاس سال
نمایشگاه "تورهای عکاسی خلاق"
"گنجه درد" برنده‌ی اسکار 2010
دوئت پیانو و آواز کلاسیک نابینایان
بانوان کردی ژیوار درتالار وحدت
قالیچه‌های‌تصویری در گالری گلستان
کنسرت"پریشاد"در فرهنگسرای نیاوران
برنامه‌های رادیو جوان در نوروز89

بایگانی  
خواب تلخ
سمیه کاووسی
خنکای سپیده‌دم دیدار
سارا شخصی
بعد از ظهری، حضرت آدم
ایتالو کالوینو/ رضا قیصریه
نمدی پوش
احمد شاکری
هشت بهشت
محسن حدادی
هفت شهر عشق
روژه ایکور/ ابوالحسن نجفی
کپسول نذری
سید علی موسوی

بایگانی  
گل خورشید برآورده سر از خاور گل
احد ده‌بزرگی
عذاب دوست داشتن تلافی گناهمه
عبدالجبار کاکایی
به تمنا به در خانه‌ی شاه آمده‌ایم
ناصر مکارم شیرازی
با توام دیگر ز دردی بیم نیست
فروغ فرخزاد
سر‌ خمّ‌می سلامت شکند اگر سبویی
فصیح الزمان شیرازی

بایگانی  
اشکال از کروبی است
شهرام شکیبا
آمار کشک نیست
علیرضا ناظر فصیحی
وسیله دفاعی بیولوژیک
پیمان قاسم‌خانی
حرف‌هامان طلاست 30سال...
سعید بیابانکی

بایگانی  
نشستن با کتاب
برای غربت فتح
میان اشک و لبخند
10جلد برگزیده‌ی 2008

بایگانی  
و اینک آخر الزمان...
سمیه کاووسی
مبادا خون سیاوش بر زمین بریزد
مرجان فولادوند
بوی پیراهن یوسف
حسین شرفخانلو

       


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
مجرمان را پیدا کنند... به وابستگى‏هاى سازمانى آنها هم هیچ نگاه نکنند و باید مجازات شوند...رهبر انقلاب4.6.1388
پایگاه خبری حوزه‌ی هنری
سفارش بدهید: 33355577
"امید و دلواپسی"
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
جشنواره سرود و شعارهای امروز انقلاب اسلامی
تحریم تجاری اسرائیل
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام