به گزارش کتابنیوز،کانون اندیشه جوان کتاب «اوشو؛ از واقعیت تا خلسه» نوشته دکتر «هادی وکیلی» و «آزاده مدنی» را با هدف واکاوی و نقد اندیشه های اوشو، منتشر کرد.
این کتاب که در چهار فصل تنظیم شده است، به زندگی نامه و شالوده فکری، الهیات اشو، دیدگاه های اشو و نقد افکار او میپردازد. همچنین کلیدواژههایی چون «تناسخ، مراقبه، آزادی، عقل، شریعت، پلورالیسم، لذت گرایی و دینداری» که شاکله های اصلی اندیشههای اوشو را تشکیل میدهد، در کتاب «اوشو؛ از واقعیت تا خلسه» مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
به گفته ناشر، کتاب سعی دارد تا در هیاهوی اندیشههای انحرافی و از ورای جذابیتهای ظاهری این افکارِ درهم آمیخته و ناموزون، چراغی پیش روی مخاطبان جوان و پرسشگر خود برافروزد.

در بخشی از کتاب آمده است: در عبادت مورد توصیه اشو، خدا نقش چندانی ندارد. در نگاه اوشو آنچه عبادت را سودمند یا بیفایده میسازد، حالات انسانی و توان روانی اوست. خدا در آموزه های عبادی او در موقعیت انفعال قرار دارد و پیش از آنکه خدا به یاری انسان آید، شادی درون خود افراد سبب این امر میگردد. اوشو اعتقاد دارد که انسان تنها موجودی است که هیچ فرمانروایی برای او فرمان صادر نکرده است؛ بنا بر همین اعتقاد است که پیوسته به شریعت حمله میکند و از آن گریزان است. در نظر اوشو انسان باید از هر چیزی که آزادی اش را محدود می کند فاصله بگیرد، حتی اگر آن چیز خدا و دستورات او باشد؛ چنان که با صراحت ابراز می دارد همه چیز را باید فدای آزادی کرد حتی زندگی را... حتی می توان خدا را فدای آزادی کرد، اما نمی توان آزادی را فدای خدا کرد!
همچنین در این کتاب تصریح شده است: اوشو، قدیسان را بزرگترین بردگان روی زمین می داند. شکی نیست که اوشو از مدافعان سرسخت آزادی است اما تفسیری که او از آزادی ارائه می دهد بسیار قابل تأمل است. آزادی در نگاه اوشو همچون آزادی مورد نظر کوئیلیو مبتنی بر گرایشات فردگرایانه و سودجویانه است. اوشو معتقد است انسان باید به هر کاری که دوست دارد اقدام کند، بدون اینکه عواقب آن را در نظر بگیرد. از نظر او مهم نیست که دیگران چه می گویند و چه می خواهند؛ مهم آن است که من چه می خواهم و چه چیزی را دوست دارم.
همچنین در نقد اندیشههای اوشو، مولفان کتاب معتقدند: اوشو از مخالفان سرسخت عقل و منطق است. از نظر وی منطق همیشه می تواند انسان را فریب دهد. چراکه یک نوع هماهنگی را القا می کند و ذهن منطقی، ذهنی بیهوده گو است. اوشو به مخاطبان خود توصیه می کند که از استدلال و اندیشه دست بردارند. زیرا در نظر او همه اندیشه ها آلوده اند؛ حتی اندیشه خدا. اوشو معتقد است که هر کس به جستجوی دلیل برای اثبات خداوند برود در نهایت به این نتیجه می رسد که خدا وجود ندارد.
در بخش دیگری از کتاب نیز میخوانیم: اوشو از شادی به عنوان یگانه معیار انسانی نام می برد. البته شادی و خندهای که او معرفی میکند هیچ پشتوانه معرفتیای ندارد و نشئت گرفته از جهان بینی خاص اوشو است. او به همه چیز با دید سرگرمی می نگرد و عقیده دارد هیچ چیز را نباید جدی گرفت. این مسئله تا جایی پیش می رود که مرگ هم از نظر او یک بازی و سرگرمی تلقی می شود.
کتاب «اوشو؛ از واقعیت تا خلسه» از مجموعه کتاب های اندیشه کانون اندیشه جوان در 2500 نسخه و با قیمت 3500 تومان توسط پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به بازار کتاب آمده است.
در بخشی از کتاب میخوانیم: « دینداری اوشو کاملاً منطبق با اهداف سکولاریستی است. در دینی که اوشو معرفی میکند احکام، دستورات، آیین ها و کتب مقدس جایی ندارد. دین او دینی کاملاً فردی و خصوصی است که هیچ برنامه ای برای ساحات مختلف زندگی انسان ندارد. اصرار اوشو برای منفی جلوه دادن نهادهای دینی از این روست. اوشو در زندگی مطالعات بسیاری داشته است؛ خصوصاً در زمینة فلسفه و روان شناسی. اما نکته جالب توجه اینجاست که او بعدها بهشدت با علم اکتسابی مخالفت می کند؛ او بیشتر شاعران را افرادی معمولی و کور میداند که گاهی قوه تخیلشان را به پرواز در میآورند. درباره موسیقی دانان نیز قضاوت بهتری نداشته است، هرچند خود به شعر و موسیقی علاقهمند بود و خوش داشت او را شاعر بدانند.»
شایان ذکر است که اوشو درباره زندگی معتقد بود: زندگی چیزی است غیرممکن؛ نبایستی باشد، ولی هست. بودن ما، درختان، پرندگان، اینها همه معجزه است. واقعا معجزه است، برای اینکه کل کائنات بی جان است. میلیونها و میلیونها ستاره و میلیونها و میلیونها منظومه شمسی همگی فاقد حیات هستند. فقط بر روی زمین، این سیاره ناچیز- که در مقایسه با کل کائنات ذره ای غبار بیش نیست - حیات و زندگی به وجود آمده است...