هويت يابي، چيزي مثل آفت زدايي

هويت يابي، چيزي مثل آفت زدايي

هويت يابي، چيزي مثل آفت زدايي

"عارضه اي از بيرون آمده و از درون دارد مي پوساند..." چهل سال از نوشتن اين سطور گذشته و داستان، داستان صاف شدن شراب و اربعين و حافظ است.

کميل خجسته

        227058.jpg                                                                          

"غرب زدگي مي گوييم همچون وبازدگي و اگر به مذاق خوش آيند نيست، بگوييم همچون گرمازدگي يا سرمازدگي . اما نه دست کم چيزي است در حدود سن زدگي . ديده ايد گندم را چطور مي پوساند؟ از درون. به هر صورت سخن از يک بيماري است. عارضه اي از بيرون آمده. بايد مشخصات اين درد را بجوييم و علت و علت هايش را و اگر دست داد راه علاجش را. اين غرب زدگي دو سر دارد. يکي غرب و ديگر ما که غرب زده‌ايم ..."   غرب زدگي ، صفحه 21 ، جلال آل احمد

1.اين قلمي ها را جلال به سال 41 نوشته است. از مشروطه مثال مي زند. قبل تر از آن قاجار و دوران شکست ايران (ترکمنچاي-گلستان) را شاهد مي آورد و خلاصه اينکه اگر غرب ، "غرب" شد چون فلان است و اگر ما اين طوريم چون که بهمانيم و به قولي اين عارضه از همان دوره‌ي "صفويه‌ي روبه انحطاط" شروع شد و درگير آن شديم، تا به امروز.

"عارضه اي از بيرون آمده و از درون دارد مي پوساند..." چهل سال از نوشتن اين سطور گذشته و داستان، داستان صاف شدن شراب و اربعين و حافظ است.

2ـ نظريه ها و تئوري ها، مجموعه ي بايدها و نبايدهايي است براي اصلاح و علاج بيماري جامعه و بعد از آن حرکت به سوي تکامل آن. تئوري پرداز جامعه مانند پزشک است. همان طور که پزشک براي درمان بيماري بيمار، اول بايد بيمارش را بشناسد، علائم بيماري را بداند و بعد راه علاجش را تجويز کند، تئوريسين هم براي علاج بيماري جامعه بايد:

I : جامعه ي مورد بحثش را بشناسد.

II : علائم بيماري و آفات جامعه را بشناسد و توانايي تشخيص آن را داشته باشد.

III : نسخه اش را تجويز کند يا همان تئوري پردازي کند.

"عارضه اي از بيرون آمده و از درون دارد مي پوساند..." و جلال از اين مي ناليد که قشر تحصيل کرده و درس خوانده اگر کاري هم بکنند "در زمين ديگران کاشته اند" و براي "غير". اگر مي خواهي اسمش را بگذار "اثرات نهضت ترجمه".

3ـ از انتشار "غرب زدگي" و در "خدمت و خيانت روشنفکرانِ" جلال 40 سال مي گذرد. به جريان تئوري پرداز (مترجم) ، مرعوب و تسليم به جامانده از "دوره شکست" ـ مي توانيم قرار داد کنيم به آنها بگوييم نسل شکست! ـ شوکي وارد شده که باعث شده در حال خارج شدن از مسير باشند. "عارضه اي از بيرون آمده ..." اما شوک سال 57 ـ انديشه‌ي خميني ـ نسلي جديد را به عرصه تئوري پردازي فرستاده است.

4ـ نسل جديد، بر خلاف گروه مترجم به دنبال اينست که "در زمين خود بکارد" و براي "خود".

«... با شناخت ايران و ايراني پر واضح است بسياري از مسائل و موضوعات ناشناخته و کم شناخته و حتي مبهم تاريخ فکري سياسي حل و روشن مي شود ...» ساحت معنوي هويت ملي ايرانيان، دکتر موسي نجفي

دو گروه فکري (در روش ) نقطه ي آغاز "شناخت" را در "هويت يابي" دانسته اند. (حصر عقلي نيست!):

گروه اول ـ گروهي هستند که قصد دارند از فلسفه ي تاريخ، به هويت برسند. دو کتاب از دکتر موسي نجفي با نام هاي "فلسفه ي تجدد در ايران" (براي تهيه رجوع کنيد به: خ انقلاب، انتشارات امير کبير) و "ساحت معنوي هويت ملي ايران" (12فروردين . انتشارات عروج ) نمونه ي خوبي براي مطالعه است.

گروه دوم ـ گروهي هستند که داراي مشي جامعه شناسي هستند. مطالعه ي دو کتاب از دکتر حسين کچوييان با نام هاي "کند و کاوي در ماهيت معمايي ايران" ( خ انقلاب، خ فلسطين جنوبي، کوچه ي دوم پلاک 3/22 ) و "معضله ي هويت در ايران" هم شما را در شناخت «هويت ايراني» کمک بسيار مي کنند.

"هويت يابي" که مي گوييم چيزي است مثل آفت زدايي . ساده تر بگوييم شروع درمان يک بيماري. به هر حال دردي آمده ، بايد علت هايش را بجوييم و اگر دست داد علاجش کنيم.

کلید واژه ها : کميل خجسته
32 بازدید | 1385/01/06 حدادی
اول کتاب بخريد، دوم پول بدهيد!

اول کتاب بخريد، دوم پول بدهيد!

يادتان باشد: «انسان‌هاي بزرگ مي‌توانند دو دقيقه بدون هوا، دو هفته بدون آب و يک عمر بدون پول زندگي کنند. اما بدون «کتاب» نمي‌توانند حتي يک لحظه! زنده بمانند.
هويت يابي، چيزي مثل آفت زدايي

هويت يابي، چيزي مثل آفت زدايي

"عارضه اي از بيرون آمده و از درون دارد مي پوساند..." چهل سال از نوشتن اين سطور گذشته و داستان، داستان صاف شدن شراب و اربعين و حافظ است.